انگیزه های خاموشی
.:.جایی برای من، ادبیات...داستان... هنر.:.
ناراحتم که درگیری زیاد باعث شد نتونم به خوبی سبزینه رو به روز کنم اما مطمئنم از پس همه این کارها برمیام(شعار این روزهام) آخه فقط چند هفته دیگه مونده به آغاز رسمی زندگی مشترک... دوست داشتم کارتمون رو که براش زحمت زیادی کشیدیم اول از همه اینجا دیده بشه تا دست مهمونا...(راستش تازه سر این کارت فهمیدم چقدر ملت ما بلدن شعر تایپ کنن اگه فرصت بود نمونه های اولیه کارت رو میذاشتم کلی می خندیدید)... این کارت رو دوست دارم عاشقانه تاریخ عقد ما ۲۴ اسفند همزمان با انتخابات بود حالا این بار هم باز سر عروسیمون البته خوشبختانه یک هفته قبل باز هم در ۲۲ خرداد انتخاباته ... اصلا روح مراسم های ما با انتخابات گره خورده ... باز هم مثل اون دفعه گوشه تصویر تلویزیون شمارش معکوسه... بدتر آدم دلش میریزه... الغرض... طرفداران رئیس جمهور ایرانگرد روی یکی از پارچه های تبلیغاتی با اسپری نوشته بودند : تونستیم، می تونیم ... تا مغز استخونم تیر کشید... این بار هم رأی میدهم تا فقط جلوی این حرف اوباشانه مسخره را بگیرم و یه جورایی پوز بزنم... البته که ما اون روزها جهاز برون داریم ولی خوب دیگه... فکر میکنم انتخاب از بین این چهار نفر کار سختی نباشه ... پس پیش به سوی میر حسین موسوی یادداشت: کارتمون آدرس هم داشت که من جهت وارد نشدن حجم عظیمی از مهمان پاکش کردم فردا عازم حجیم... احتمالاً چند وقتی به روز هم نخواهم کرد مگر سبزینه را... خدانگهدار تا روزی دیگر اگر زنده بودیم ... سبزینه جایی است برای نامه هایم از سفر حج از روز اول تاکنون... ![]()

![]()

| Design By : Night Skin |


